توسعه فناوری اطلاعات در دهه گذشته تاثیرات فوق العاده ای بر بازار کسب و کار گذاشته است. از زمان ظهور سخت افزارهای فوق العاده قدرتمند، نرم افزارهایی با کاربران بی شمار و شبکه های فوق سریع که در سراسر جهان به یکدیگر متصل شده اند، سازمان ها قادر به تولید محصولات و خدماتی شده اند که به شدت وابسته به اطلاعات بوده و می توانند با بهره گیری از آن، محصولات و خدمات خود را با سرعت بیشتری به بازار عرضه نمایند.

این توسعه ها سبب انتقال عصر صنعتی به عصر اطلاعات شد که در آن ساختارهای سلسه مراتبی سازمان ها غالبا در پاسخگویی به تغییرات سریع بازارها ناتوان بوده و نیاز به هم راستایی میان سازمان های IT (به عنوان مسئول تامین اطلاعات)، مشتری ( مسئول استفاده سیستم های اطلاعاتی در کسب و کار خود) به یکی از اصلی ترین دغدغه های سازمان ها تبدیل گردیده است.

امروزه مدیران ارشد به شکل فزاینده ای نقش پر اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) را در یاری رسانی به سازمان ها، به منظور دستیابی به موفقیت تصدیق می نمایند. بدین جهت مدیران ارشد نیازمند آن هستند تا درک خود را از کارکردهای فناوری اطلاعات و چگونگی کمک رسانی آن به سازمان ها به شکل روز افزون ارتقاء داده و به مزیت های رقابتی دست یابند. بعلاوه مدیران در می یابند که فناوری اطلاعات تا چه میزان می تواند آن ها را در تشخیص صحیح فرصت ها و بهره گیری از آن ها یاری رساند. بر این اساس می توان نتیجه گیری نمود، سازمان هایی بیشترین بهره را از مزایای IT خواهند برد که بتوانند با ایجاد بستری مناسب استراتژی های IT را با استراتژی های کسب و کار و اهداف درون سازمانی همسو نمایند. IT Governance با ایجاد این چنین بستری توانسته است با تعریف نقش ها و مسئولیت های افراد درگیر در فرآیندهای مرتبط با IT، کنترل فعالیت ها، کاهش ریسک ها، ایجاد ارتباط میان فعالیت های سازمانی، تعریف اهداف و شاخص ها و … بهره وری سازمان ها را در استفاده از منابع شان ارتقا داده و بازگشت سرمایه بهتری را برای ذینفعان به ارمغان بیاورد.

چند تعریف از حاکمیت فناوری اطلاعات یا IT Governance که می تواند به درک آن کمک نماید:

  • حاکمیت به معنای اینکه چه تصمیماتی باید گرفته شود نیست. بلکه بدین معنا است که چه کسی تصمیم می گیرد و چگونه این کار را انجام می دهد.
  • حاکمیت فناوری اطلاعات مسئولیت هیئت مدیره و مدیران رده بالای سازمان است. بخشی از رهبری سازمانی و کسب و کار و ساختار و فرآیندهای مرتبط با آن است. بدین وسیله سازمان اطمینان حاصل می کند، فناوری اطلاعات، به بقاء و توسعه ی استراتژی ها و اهداف سازمانی کمک می کند.
  • شفاف سازی اصول تصمیم گیری و چارچوب پاسخ گویی به منظور تشویق رفتارهای مدنظر سازمان در بکار بردن فناوری اطلاعات

حاکمیت فناوری اطلاعات فرآیندی است که در آن شرکت‌ها اقدامت IT را با اهداف عملکردی خود همسو نموده و نسبت به این اقدامات و نتایج آنها پاسخگو می باشند. لازم به ذکر است که حاکمیت به معنای مدیریت نبوده به طوری که می توان گفت حاکمیت از تصمیم‌گیریهای روزانه جداست و بر شناسایی تصمیمات اساسی و این که چه کسی برای اجرای آنها مناسبتر است تمرکز می‌نماید.

حاکمیت موثر به سه پرسش ذیل پاسخ می دهد:

  • چه تصمیماتی باید اتخاذ گردد
  • چه کسانی باید این تصمیمات را اتخاذ نمایند
  • این تصمیمات چگونه اتخاذ و کنترل می گردند

فرآیند حاکمیت، شامل تعریف ساختارهای سازمانی، اختیارات تصمیم گیری، جریان های کاری و اختیارات لازم برای ایجاد جریان های کاری که از منابع سازمانی در راستای دستیابی به اهداف کسب و کار استفاده می نمایند، می‌باشد.

فرآیند مدیریت، خروجی فرآیند حاکمیت است.

فرآیند مدیریت، مسئولیت‌ها، اختیارات و ارتباطاتی که به افراد ، قدرت انجام کارهای روزمرهشان را می‌دهد، پیاده‌سازی می‌نماید.